صعود از مسیر یال زمستانی سوتک

به نام او، به نام‌ کوه، به نام ما

 

صعود به قله های سوتک، کمانکوه، سرماهو، یخچال

 

چهارمین جمعه تابستانی، بیست و سوم تیرماه ۱۴۰۲

 

به اتفاق همراهان باشگاه سرکچال

 

روستای وارنگه رود. این شاهراه ابریشمین کوهنوردان. برنامه صعود ۴ قله در یک روز! حریف می‌طلبیدند این صف قله های ۴هزاری! جاده چالوس، ورود به فرعی دیزین در سمت راست، ورود به روستای وارنگه رود. عبور از روستا و رسیدن به محوطه ای باز که به‌ پارکینگ معروف شده. عقربه ساعت، ۵ و نیم صبح را نمایش میداد. پاکوب مشخصی که بعد از چند صد متر به رودخانه هدایت میکند و بعد از عبور از پل، باید حدود ۲ ساعت در امتداد رودخانه و پشت سر گذاشتن ابتدای مسیر دره شیر کمر که به‌ دشت محیط بانی منتهی میشود،  در جهت مخالف رود امتداد مسیر داد تا ابتدای یال صعود جنوبی (یال زمستانی) سوتک.‌ ۲۰ نفر بودیم که در دره وارنگه رود از تیم اصلی جدا شده بودیم تا از این یال و به قصد ۴ قله صعود داشته باشیم. خورشید از چپ کانال های نور و گرما را پرتاب میکرد، پس ما تقریبا در حال حرکت از غرب به سمت شرق بودیم.‌

به دشت کوچکی رسیدیم. هفت و سی و پنج دقیقه. آبی نوشیدیم و آماده شدیم برای شیبی تند. بعد از یک ساعت شیبِ نفس گیر، تقریبا سوار بر بالای یال، صبحانه را با چشم انداز قله سکه نو در روبرو صرف کردیم. بعد از نیم ساعت، حدود نه و پنج دقیقه به مسیر ادامه دادیم. خاک بود و بوته های تنک و گاهی تجمع صخره ای، گویی سنگها دور هم جمع شده بودند که تصمیم مهمی بگیرند. شیب کوه کمی روی خوش نشان داد. کمی از تندی چهره اش کم کرده بود. گاهی دقایقی را ایستادیم برای نوشیدن آب یا خوردن میوه. و دو ساعت و نیم بعد، در ۱۱.۳۰ دقیقه، در حالی که ۳۹۵۰ متر از سطح دریا ارتفاع گرفته بودیم، اولین قله را در آغوش کشیدیم.

استراحتی کوتاه و عکس تکی و جمعی، البته ما به آنهایی که یک نفر نیت میکند عکس بگیرد و همه کنارش می ایستند میگوییم‌ عکس تکی. ۴ نفر از همنوردان از ادامه صعود انصراف دادند و به سمت دشت و سپس پارکینگ برگشتند. مقصد بعدی کمانکوه. ‌اوایل مسیر خاک سفت و شیب کم است و بعد آن گرده ای سنگی، شاید سنگی و سنگین، البته گزینه پاکوب زیر گرده هم برای آنهایی که حس دست و پنجه نرم کردن با سنگ را ندارند فراهم است. بعدِ گرده شیب تندتر می‌شود. نهایتا مسیر کوتاهی دست به سنگ و قله ۴۲۵۰ متری کمانکوه. ساعت یک و سی دقیقه ظهر است. بعد از رسیدن تمام افراد تیم ‌و توقفی نیم ساعته روی قله، سرازیر شدیم به سمت سرماهوی ۴۱۶۵ متری. فرود در صعود بسی لذت بخش است همیشه. فاصله زیاد نبود و ساعت سه همه روی سرماهو بودیم. دقیقن قبل سرماهو یک زین اسبی وجود دارد که باد در آن نقطه شدت بسیار زیادی دارد و شاید وجه تسمیه سرماهو همین باشد. چند دقیقه استراحت و آماده برای شیب تند یخچال. فاصله تا یخچال زیاد نبود، اما بی مهابا شیب می‌گرفت یکراست تا خود قله. ساعت سه و نیم آخرین قله با ارتفاع ۴۱۹۴ متر را در آغوش گرفتیم. انتخاب مسیر فرود در میانه مسیر کمانکوه تا یخچال بررسی شده بود. همان زین اسبی سرماهویی. تقریبا تمام مسیر فرود تا رودخانه دید خوبی داشت و مطمئن به نظر می‌رسید. تصمیم بر صرف ناهار و استراحت شد. حالا که خیالمان راحت شد از نبرد هر ۴ قله سربلند بیرون آمده ایم و تجدید قوا کرده ایم، بند کفش ها را اینبار کمی محکمتر در نزدیک ساق پا بستیم. ابتدای مسیر، شن اسکی نرم و روانی بود. به ابتدای شکاف دره که رسیدیم، به یال سمت راست تغییر جهت دادیم و تقریبا تمام مسیر تا کف رودخانه را از میان بوته های انبوه نیمه بلند و خاکی نرم و تقریبن بدون سنگ با شیبی نسبتا ملایم عبور کردیم و تپه ها را پشت سر گذاشتیم تا به پایین برسیم. نفسی تازه کردیم و آماده شدیم برای همسو شدن با مسیر  رودخانه تا رسیدن به همان پلی که طلوع صبح عبور از آن کرده بودیم‌. حدود ۶ و نیم عصر بود و راهی بس دراز در پیش بود و خورشید تا کمتر از دو ساعت دیگر قرار بود ما را همراهی کند و در بقیه مسیر ما را به ماه بسپارد.  پاکوب گاهی دقیقن کنار رود و گاهی ما را به بالاتر هدایت میکرد. در راه، هنگام عبور از کنار چادر عشایر، با استقبال گرم آنها و دعوت به چای و استراحت، توقف کوتاهی داشتیم و بعد ادامه مسیر دادیم.

بعد از حدود سه ساعت به دشت منتهی به دشت محیط بانی رسیدیم و تخمین زدیم که تا یک ساعت دیگر به پارکینگ برسیم. سرعت حرکت را بیشتر کردیم. انگار تندتر که میروی درد کف پا کمتر حس میشود‌. و در نهایت ساعت ۱۱ شب به پارکینگ رسیدیم و آماده برای حرکت به سمت تهران.‌

سرپرست برنامه: مجید الهی

تهیه گزارش: ندا قدس نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×