بنام خدایگان کوهستان
گزارش صعود به قله کندر و پیمایش خط الراس کندر به پورا
جمعه ۵ بهمن ماه ۱۴۰۳
سرپرست : ارسلان بیک محمدی
همراهان : کاوه فکور، سعید روستایی ، محمد مینایی
در یک صبح بهاری – زمستانی چهار همنورد طبق قرار قبلی راس ساعت ۶ صبح از میدان امیر کبیر کرج به سمت جاده چالوس روستای کندر به حرکت در امدیم .
با گذر از پیچ ها و شیب های تند و کوچه های تنگ روستا به انتهای روستا ، کنار اخرین منزل روستا ماشین را پارک و اماده صعود شدیم.جاده کمی برف و یخ داشت و از کنار رودخانه خالی از اب به راهمان ادامه دادیم.
بعد از گذر از چند پیچ از کنار یال روبروی صخره های کندر مسیر را به سمت یال که شیبی تقریبا تند داشت ادامه مسیر دادیم که به اول صخره ها رسیدیم.
حسب دستور اقا ارسلان سرپرست تیم جهتصرف صبحانه اطراق کوتاهی کرده و عزم را جزم کرده برای صعود از صخره ایی که برف نداشت ولی حسابی یخ زده و لیز بود.
با کمک و مساعدت همنوردان به هم این امر با بهترین شکل و انرژی بالا به سرانجام رسید.
بعد از گذر از صخره و دو تا یال سنگی و برفی به خط الراس رسیدیم و به سمت شرق شروع به برف کوبی کرده تا به قله کندر به ارتفاع ۳۲۸۰ متر در ساعت ۱۱:۴۶ رسیدیم، که متاسفانه تابلو قله هم اسم کندر داشت هم چشمه شاهی
با فاصله کمی قله بارو و پهنه حصار دیده میشد.
کمی استراحت همراه با خوردن تنقلات و میوه و ناهار مختصر ،عکسی دسته جمعی گرفته و اماده حرکت به سمت اهداف از قبل مشخص شده به راه افتادیم.
خط الراس قسمت جنوبی خشک و برهوت بود قسمت شمالی لبریز از برف حتی تا ارتفاع یک متر.
بعد از کلی بده بستون و گذر از لای سنگهای پرشده از برف رسیدیم به اصل مطلب یعنی قله پورا.از این گردنه باید حدردا ۱۵۰ متر ارتفاع میگرفتیم ولی گرده های مسیر زمانبر و پرکار بود وعقربه های ساعت زمان ۱۷/۳۰را نشان میداد هوا داشت تاریک میشد،برای اجتناب از هرگونه حادثه احتمالی تصمیم به فرود از ایمن ترین دهلیز گرفتیم.
در این بین اقا ارسلان با این همه مسئولیت در روی خط الراس ،هماهنگی لازم را برای ماشین جهت اعزام به روستای ارنگه را مهیا میکرد،
روستا از بالای خط الراس دیده میشد و همین انگیزه مضاعف به اعضای تیم میداد که با وجود تاریکی و برف کوبی سنگین به سمت پایین از نظر انرژی و بعد روانی کم نیاورده و خوشحال و سرخوش به راهمان ادامه دادیم تا رسیدیم کف رودخانه.
کلی از مسیر رو از کف رودخانه به سمت روستا حرکت کردیم که خوردیم به اولین ابشار که یک مقدار یخ زده بود ولی چون عمق زیادی نداشت با کمک هم عبور کردیم.
گفتگو کنان و خوشحال به سمت پایین در حرکت بودیم که به اخرین ابشار رسیدیم، ابشاری یخ زده و بزرگی که تا اولین منزل روستا چیزی حدود ۴۰ متر فاصله داشت،
چپ و راست ابشار بخاطر شیب زیاد و یخ زدگی عملا قدرت تصمیم گیری و عبور از این منطقه رو به صفر رسونده بود.
به سفارش سرپرست کمی به سمت بالا حرکت و از سمت راست رودخانه شروع به تراورس کردیم . که خود این تصمیم همراه بود با کلی چالش و صرف وقت و انرژی.
ساعت ۲۰/۱۵ دقیقه وارد روستای گوراب از توابع بخش ارنگه شده و سرپرست پایان برنامه را اعلام کرد،
ناگفته نماند این پایان برنامه نبود
چه گذشت و چه خاطرات خوبی از روستا تا تهران برای ما رقم خورد که هیچ موقع از ذهن ما چهار همنورد خارج نمیشود
ممنون از خانم آقای بیک محمدی بابت ترانسفر از ارنگه به کندر



دیدگاهتان را بنویسید