قله آسمانکوه دشت لار
ارتفاع قله اصلی: ۳۸۱۰ متر
تاریخ: ۵ و ۶ امرداد ۱۴۰۲
تعداد نفرات: ۶ نفر
خانم ها:
نازنین حاجیلو، راحله محمدی، مهری بهمنی، مهلا هدایتی
آقایان:
ابوالفضل سلطانی، رضا سالارکیا
سرپرست برنامه: رضا سالاركيا
قله آسمانکوه (اسبی کالک) دشت لار علی رغم زیبایهای منحصربهفرد به دلیل سختی مسیر و دور از دسترس بودن از قلل بسیار کم تردد کشور میباشد.
طبق قرار قبلی و جهت جلوگیری از خستگی ناشی از رانندگی در قالب دو ماشین عصرگاه چهارشنبه به سمت محیط بانی گرمابدر حرکت و با عبور از جاده خاکی ماشین ها را زیر گردنه یونزا پارک کردیم.
چادرها رو کمی بالاتر برپا و شب را در کنار خط الراس زیبای اشتر به خاتون با صدای دام های دائمالچرا به صبح رساندیم.
ساعت ۵ صبح برنامه پرچالش پیش رو را با کوله های سنگین آغاز کردیم.
در ساعت ۶ به تنگه یونزا و ساعت ۷.۳۰ با عبور از دشت لار به زیر یال شمال غربی قله رسیدیم.
در کنار یکی از سیاه چادرهای دامداران حاضر در منطقه یکی از چادرها را برپا کردیم و وسایل اضافی را داخل چادر قرار دادیم.
پس از صرف صبحانه و کمی رفع خستگی ناشی از کولهکشی سنگین، در ساعت ۸.۳۰ از یال صخرهای و چغر شمال غربی صعود را آغاز کردیم.
سنگ ها و گرده هایی که یکی پس از دیگری از ما دلبری میکردند و با ما دست در گریبان میشدند.
پس از ساعت ها چالش توامان پیمایش و دست به سنگ در ساعت ۱۳.۳۰ به اولین قله فرعی و در ساعت ۱۴ به دومین قله فرعی که تابلوایی هم داشت رسیدیم. پس از یک ساعت توقف بر روی این قله جهت ناهار با گرفتن عکس دستهجمعی به سمت قله اصلی حرکت کردیم و در حدود ساعت ۱۶ به قله اصلی رسیدیم.
با جستجو در بین سنگ های قله اصلی تابلو را پیدا نکردیم و به همین دلیل کمی پایین تر عکس دسته جمعی گرفته و بلافاصله فرود از مسیر دره شمالی را آغاز کردیم.
به دلیل مسیر سنگلاخی داخل دره (رودخانه) فرود با سرعت کمتری نسبت به یک فرود نرمال انجام میشد.
در ساعت ۲۰ به انتهای مسیر که پرتگاهی است رسیدیم. با بررسی مسیر و تاریکی شب صلاح بر عبور از این ناحیه نبود به همین دلیل با وجود خستگی بسیار از یال سمت راست که حدد ۲۰۰ متر نیاز به صعود داشت بالا رفتیم و مجدد با بررسی مسیر جایگزین و ایضا کمک نوری و صوتی تعدادی از عشایر که متوجه نورهای ما بر روی یال شده بودند آخرین خان فرود را به سلامت پشت سر گذاشتیم.
با مهماننوازی و لطف یکی از خانواده های عشایر شام را میهمان سیاه چادر و غذای دلپذیرشان شدیم و حظی وافر پس از صعودی سخت و پرچالش بردیم.
حدود ساعت ۲۳ چادرها را با کمک تمام اعضا، روبروی چشمه دوبرار برپا کردیم و خوابی که ساعتها تنهایمان انتظارش را میکشید فرا رسید.
صبح جمعه با صدای گوسفندان حاضر در دشت از خواب برخواستیم. با خریداری تخم مرغ و نان محلی از عشایر خونگرم منطقه و با دستپخت سرکار خانم محمدی صبحانه مفصلی بر جان و تن زدیم.
مجدد کوله کشی سنگینی تا گرنه یونزا که عمده مسیر هم سربالایی بود پیش رو داشتیم، با وجود ساق و کتف های خسته ناشی از صعود دیروز با همت و همدلی تمام افراد تیم حرکت را حدود ساعت ۱۱ شروع و با استراحتهای لازم در طول مسیر و کمی هم آب تنی در رودخانه حدود ساعت ۱۶ به گردنه یونزا و کنار ماشینها رسیدیم.
و پس از ۲ روز عشق بازی با کوهستان مجدد راهی زندگی شهری شدیم.




دیدگاهتان را بنویسید