صعود قله دماوند از یال شمالی

با روشن کردن هدلامپ ها و ذوق وشوق صعود و کمی هم استرس ۲۲ نفر کوهنورد در ساعت ۳:۳۰ صبح جمعه ۲۷ امرداد ۱۴۰۲ از کنار سنگ بزرگ که حالا برای خودش نمادی برای ابتدای صعود شده است اغاز کردند. هوا بسیار عالی نسیمی ملایم با خنکایی دلپذیر .گروهی ۲۲ نفره و به قول یکی از دوستان بدون هیچ اضافه وزنی. در تاریکی و سکوت صعود را ادامه دادیم از کنار جان پناه ۴۰۰۰ گذشتیم و به رسم ادب سلامی کردیم چرا که چون جان افراد بسیاری را نجات داده حتما که نباید به ادم ها سلام کرد . کم کم روشنایی هوا باعث دیدن دیو سپید پای در بند شد و به او هم سلام کردیم چون او هم عاشقانی زیادی دارد و حتما چیزی دارد که عاشقان زیادی دارد و ما به چیزی که زیباست و یا مظهر عشق است سلام میکنیم . از ۴۰۰۰ که میگذریم کمی درگیر سنگهای مسیر میشویم ولی هر وقت به عقب بر میگردم چهره ایی مصمم را میبینم که انگار اولین بار هستش که با شوق قدم به کوه میگذارند .وارد منطقه جان پناه ۵۰۰۰ (۴۶۰۰) میشویم در گیر با سنگ بیشتر میشود و ما حریص تر . هر چقدر مسیر سخت تر ما دیوانگان خوشحال تر . ابرها کم کم به فضای دماوند وارد میشوند هوا سرد میشود اما مصمم به صعود هستیم چون اگر قرار باشد کوهنورد در هوای ابری و مسیر دست به سنگ و بارش برف صعود نکند پس کوهنورد نیست (البته با رعایت نکات ایمنی).

وارد منطقه ۵۰۰۰ میشویم و نفس من و دوستان کم تجربه تر و دوستانی که در میان هفته تمرین ندارند به شماره می اوفتد سرها گیج میرود در دلها اشوب به پا میشود اما مصممند که صعود کنند خب باید هم صعود کنند ، باید این لحظات را تجربه کنند ما که تونل هوا نداریم . به ارتفاع حدودا ۵۳۰۰ رسیدیم و دوستان با تجربه تر از تیم جدا شدند و با سرعت بیشتری صعود کردند و ما که نفسهایمان به شماره افتاده بود در دلهایمان اشوب بود گام به گام بالا میرفتیم و در هر گام به خود هزار ناسزا میگفتیم که چرا امدیم خب سال دیگه هم میشود دماوند امد اما این از عوارض ارتفاع و کمبود اکسیژن هستش همنوردانی که ساعتی قبل صعود کرده بودند و الان درحال فرود بودن با فخر فروشی سلامی میکردند و خسته نباشیدی میگفتند اما دریغ از جواب اگر هم جوابی بود فقط در حد تکان لب بود از ما بد حال تر ها هم در مسیر دراز کشیده بودند . بلاخره به قله رسیدیم سردی هوا باعث شد هرچه داریم و نداریم بپوشیم دوستان ذوق و شوق عکس گرفتن داشتند بسیار و بازار بغل کردن تابلو دروازه جنوبی داغ داغ .

گفتم اقا مجید بیایم با همین کاسه دماوند عکس بگیریم این که قدمتش از تابلو دماوند خیلی خیلی بیشتر هستش اقا مجید گفت ی تابلو روی زمین افتاده همون را بغل کنیم هم از غریبی در میاد و هم توی اینستا نمیگن پس کوووو تابلو . عکسی به یادگار گرفتیم استراحتی کردیم و راه فرود را از مسیر تخت فریدون در پیش گرفتیم .

یکی از زیبایی های این صعود این است که هر ۲۲ نفر اعضای شرکت کننده توانستند قله را صعود کنند. تشکر میکنم از دوستانی که ماشین اوردند و همنوردانشان را به ناندل رساندند. تشکر از دوستانی که در برنامه شرکت کردند و تشکر از دوستانی که در مسیر صعود و فرود کمک کردند مخصوصا اقا مجید الهی و اقا شهرام مرعشی .

شرکت کنندگان:

خانم ها: مریم بیات، مهشید ستوده، ندا قدس نیا، نوشین جوان صفت، راحله محمدی، مهتاب حیدری، مهسا فیض الله زاده، مینا شمسی

آقایان: غلامرضا خلیل ابادی، مجید الهی، شهرام مرعشی، شهریار زیودار، یعقوب سعیدی، شهاب نوروزی، محسن تاجیک، مجید نصیری، پیمان کمیجانی، داریوش سیر، احمد مظفر نژاد، ابوالفضل سلطانی، مهدی مهدوی، ابراهیم رحیم زاده

 

یک نظر

  1. علي رضايي پاسخ

    سلام خسته نباشين دلاوران كوهستان تبريك صعود ساعتهاي رسيدن به پناهگاه و قله و فرود هم كاش مينوشتين عالي بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×