گزارش صعود به قله فوجی سان ژاپن
در روزهای پر از التهاب و اضطراب نوشتن رساله دکتری در سال ۱۳۹۸ بود که کتاب کفشباز نوشته فیل نایت، بنیانگذار برند نایکی را میخواندم. قسمتی از کتاب که درباره سفرش به ژاپن و کوه فوجی بود، بدجوری دلم را برد. چه ایده جذابی: سفری معنوی برای تطهیر روح و رسیدن به خلوص. به اعتقاد بسیاری از مردم مذهب شینتو، هر کسی که قله فوجی را صعود کند، آرزوهایش برآورده خواهد شد. اما برای من، در آن لحظه، خود فوجی به یک آرزو تبدیل شد؛ آرزویی که در آن روزها خیلی امیدی به تحققش نداشتم.
رساله تمام شد و روزها از پی هم گذشتند، اما رویای سفر به ژاپن و صعود فوجی همچنان باقی ماند، تا اینکه…
در ماههای اول پذیرشم در دوره پسا دکترا (1403)، به دلیل اینکه سابقه کارم در ایران هنوز تأیید نشده بود، حداقل حقوق را دریافت میکردم و به همان نسبت هم هزینههایم را تنظیم کرده بودم. اما بعد از سه ماه، با تأیید سابقه کاریام، حقوقم افزایش زیادی پیدا کرد و مابهالتفاوت این سه ماه پس اندازی شد تا رویای قدیمیام را دوباره زنده کنم.
غول مرحله اول: ویزای ژاپن
ژاپنیها به سختگیری و دقت مشهورند. با اینکه فرمها را با دقت پر کرده بودم، درخواست اولم برای ویزا رد شد. اما در تلاش دوم، با اصلاح و تکمیل مدارک، بالاخره موفق شدم و از غول این مرحله عبور کردم.
غول مرحله دوم: آب و هوای ژاپن
از آنجایی که برای ویزای ژاپن باید حتماً بلیط و اقامت از پیش تهیه میکردم، بلیطم را زودتر گرفته بودم و با نزدیک شدن به تاریخ سفر، مرتب وضعیت آب و هوا را برای صعود بررسی میکردم. اما متأسفانه، پیشبینیها از بادهای شدید و بارش سنگین حکایت داشت. بادهایی با سرعت ۱۰۰ کیلومتر و باران شدید در تمام مدت اقامتم هیچ امیدی برای صعود باقی نمیگذاشت. شب قبل از سفر، پروازم را کنسل کردم، به امید اینکه شرایط بهتری پیش بیاید. به جرات میتوان گفت، در تمام ماه آگوست، هوای کوه فوجی افتضاح بود.
چند روز آخر آگوست، در حالی که تنها ۱۰ روز از مدت ویزایم باقی مانده بود، در کمال ناباوری دیدم که برای ۳۰ آگوست هوا کاملاً آفتابی پیشبینی شده است. فوراً بلیط و اقامت را گرفتم و دو روز بعد راهی ژاپن شدم.
کوه فوجی با ارتفاع ۳۷۷۶ متر بلندترین کوه ژاپن و یک آتشفشان فعال است که مانند کوه دماوند به صورت مخروطی و شبیه به هرم دیده میشود. این کوه چهار مسیر اصلی برای صعود دارد که شامل مسیرهای یوشیدا، سوباشیری، گوتمبا و فوجینومیا هستند.
روز اول:
پس از حدود ۲۰ ساعت در راه بودن (۱۴ ساعت پرواز)، در بارانی شدید، حوالی ساعت ۸ شب به محل اقامت در نزدیکی ایستگاه کاواگوچیکو رسیدم. اتوبوسهایی که کوهنوردان را به پای کار میبرند، از این ایستگاه حرکت میکنند.
روز دوم:
به دلیل پرواز طولانی شب را نتوانستم بخوابم. صبح زود، ساعت ۵ به سمت ایستگاه کاواگوچیکو رفتم، اما نه آدمی بود و نه اتوبوسی برای رفتن به پای کار. یکی از رانندههای تاکسی گفت که به دلیل خراب بودن هوا و وقوع طوفان (تایفون)، گیتهای مسیر یوشیدا (مسیر نرمال صعود فوجی) بسته شده و هیچکس اجازه صعود ندارد و پیشنهاد داد که میتوان با تاکسی به مسیر سوباشیری رفت و از آنجا صعود کرد، اما با توجه به شرایط بد هوا و اینکه تنها بودم، تصمیم گرفتم این ریسک و هزینه را نکنم.
روز سوم:
شب قبل گفته بودند که گیتها همچنان به دلیل احتمال وقوع طوفان بستهاند و هیچ اتوبوسی برای رسیدن به پای کار وجود ندارد. اما صبح دوباره ساعت ۵ صبح شال و کلاه کردم و به ایستگاه کاواگوچیکو رفتم، شاید فرجی شود. هوا کاملاً صاف و آرام بود و کوه فوجی تمام قد دیده میشد. نه ابری بود، نه بادی، نه بارانی. از مسافران و رانندههای اتوبوس مختلف پرسوجو کردم تا راهی برای رسیدن به پای کار پیدا کنم. در این بین، سه نفر دیگر به من ملحق شدند و تصمیم گرفتیم که ماشین اجاره کنیم و خودمان را به پای کار برسانیم. اجاره کردن ماشین در ژاپن به دلیل دقت و سختگیریها زمان زیادی برد، و نهایتاً حدود ساعت ۱۱ به ابتدای مسیر گوتمبا رسیدیم. این مسیر به ندرت صعود میشود و برخلاف مسیرهای دیگر، گیت نداشت و برای صعود نیازی به دریافت مجوز نبود. مسیر گوتمبا از ارتفاع حدود ۱,۴۰۰ متر شروع میشود، و بخش زیادی از آن شناسکی است.
هوا ظاهراً بد نبود؛ باد میوزید، اما مانع حرکت نمیشد. آرامآرام به سمت قله حرکت کردیم. در مسیر شاهد یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای طبیعی بودم: شکل گیری ابر عدسی. برخلاف معمول که این ابرها روی قله شکل میگیرند، این یکی حدود ۵۰۰ متر پایینتر از قله و با فاصله عرضی زیاد از ما ایجاد شده بود. ابتدا یک دایره تشکیل داد و سپس مثل جاروبرقی، ابرهای اطراف را به درون خود کشید و به شکل عدسی تبدیل شد. همچنان که از این منظره هیجانزده و مبهوت شده بودم ایستگاه ششم را رد کردیم، هوا بارانی شد و هرچه بالاتر میرفتیم، شدت باران بیشتر میشد. نزدیک ساعت ۳ و در نزدیکی ایستگاه هفتم (در ارتفاع حدود ۳,۰۰۰ متر)، باران و باد به شدت افزایش یافت و ناگهان رعد و برق شروع شد. در حالی که حدود ۱.۵ تا ۲ ساعت تا قله فاصله داشتیم، تصمیم گرفتیم که به سرعت به پایین برگردیم. انگار که زیر دوش آب با شدت زیاد در حال دویدن بودم با وجود پانچو و گرتکس ذره ای از وجودم خشک نمانده بود. با توجه به شناسکی بودن مسیر، فرودمان زمان زیادی نبرد و نهایتاً حدود ساعت ۴ به سان موش آبکشیده به ابتدای مسیر رسیدیم.
روز چهارم:
به دلیل باران شدید روز قبل، موبایلم که تنها وسیله من برای پیدا کردن مسیر و تعامل با مردم ژاپن بود، سوخت. روز چهارم را به خرید موبایل جدید گذراندم. از طرفی، هوا هم بسیار خراب و بارانی بود و مچ پایم به دلیل دویدنهای روز قبل در شن اسکی حسابی داغان شده بود.
روز پنجم:
طبق گزارش هواشناسی، طوفان عبور کرده بود و گیتهای مسیر دوباره باز شده بودند. دوباره ساعت ۵ صبح به سمت ایستگاه کاواگوچیکو راه افتادم و سوار بر اتوبوس به ایستگاه پنجم یوشیدا شدم که معمولاً نقطه شروع صعود در این مسیر است. پس از دریافت مجوز صعود و پرداخت هزینهای برای حفاظت از محیط زیست، یک دستبند کاغذی به ما دادند تا آمار دقیق کوهنوردانی که بالا میروند و برمیگردند را داشته باشند.
بالاخره، حوالی ساعت 7:50 صبح، صعودم را آغاز کردم و ساعت ۱۲:۳۰ از دروازه توریی (Torii) در قله فوجی عبور کردم. تا ایستگاه هشتم (ارتفاع حدود ۳,۲۰۰ متر) هوا خوب بود، اما پس از آن باد و باران خفیف شروع شد. روی قله، باد شدید بود و سرعتی نزدیک به ۴۵ کیلومتر در ساعت داشت، بهطوری که تعادل کسی مثل من که وزن کمی دارم، به راحتی به هم میخورد. از طرفی، وجود مه و باران باعث شد که دهانه آتشفشان قله را نتوانم ببینم.
پس از خوردن سوپ میسا در پناهگاه، فرود را آغاز کردم و بالاخره ساعت ۴:۴۰ بعدازظهر، پس از چندین روز تلاش و تکاپو، به ایستگاه پنجم یوشیدا رسیدم و سفر معنوی خود به قله فوجی را به پایان رساندم.
تاریخ صعود: 12 شهریور 1403
گزارش: مهشید ستوده
















۰
سلام 👋
بسیار جذاب و دلچسب نوشته شده
قسمت همه دوستداران کوه بشه به لطف خدا