گزارش حضور در ستاد پیشگیری از حوادث کوهنوردی (آقای مصطفی کرمی)
پنجشنبه 18 اسفند در هوایی ابری و مطبوع، حدودا 15 درجه بالای صفر به اتفاق خانم فاطمه حویزی ساعت 6 صبح از پارک جمشیدیه به سمت پناهگاه کلکچالل حرکت کردیم. در ابتدای مسیر با فاصله مرد کوهنوردی را دیدیم که چند سگ ولگرد او را دوره کردند و به سمتش هجوم آوردند، خوشبختانه کوهنورد دیگری نزدیک شد و سگ ها را فراری داد. ما تنها شاهد ماجرا بودیم. در ادامه بارش باران نه چندان شدید تا پناهگاه ادامه داشت. مسیر نسبت به روزهای تعطیل خلوت بود. خانم حویزی به کوهنوردانی که در مسیر می دیدیم توضیح می داد که در صورت مواجهه با رعد و برق موبایل های خود را روی حالت پرواز قرار بدهند و باتون های خود را رها کنند.عده ای با باندهای صوتی به آلودگی های صوتی سیار تبدیل شده بودند. خانم حویزی تذکر میداد که آرامش کوه را از دیگران نگیرید. ساعت 8.15 به پناهگاه رسیدیم و کمی بالاتر از پله های پشت پناهگاه، نزدیک باند فرود هلی کوپتر، چادر ستاد را برپا کردیم. خانم حویزی طی تماسی که با مسئول ستاد داشتند گفتند که تله کابین ایستگاه هفت تعطیل است. یک خانم کوهنورد با پانجو کمی جلوتر به سمت کلکچال حرکت کرد که به ایشان هم تذکر دادند که هوا بسیار ناپایدار است و ازصعود به تنهایی پرهیز کنید. مسیر به خوبی پیدا بود و هوا کاملا شفاف اما تنها ظرف چند دقیقه مه غلیظی همراه با باد از دره به سمت کوه بالا آمد و همه چیز را بلعید. باران شدیدی باریدن گرفت. خانم کوهنوردی که کمی بالا رفته بود به پناهگاه برگشت. مردی را دیدیم که با یک چوب دستی و پوتین از مسیر گلاب دره به سمت پناهگاه می آمد. گفت که در طول مسیر مه همه جا را گرفته بود و منتظر مانده بود تا مه رقیق شود و مسیر را پیدا کند و ترسیده بود. تقریبا نیم ساعتی زیر آن باد و باران ماندیم. خیسی به همراه باد و بی حرکتی سرما را به جانمان انداخت. با اطلاع به مسئول ستاد، چادر را به جلوی در پناهگاه بردیم و در پناهگاه خودمان را گرم کردیم. حدودا نیم ساعت دیگر به جلوی پناهگاه رفتیم و به کوهنوردان معدودی که قصد داشتند بالا بروند هشدار دادیم که رعد و برق و باران شدید همراه با باد میتواند مخاطره آمیز باشد. کسی به قله صعود نکرد. عده ای به سگ ها غذا می دادند که خانم حویزی تذکر داد غذا ندهند. ساعت 13.30 تعداد کمی در پناهگاه باقی مانده بودند و باران قطع شده بود. به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 16.00 جلوی درب پارک رسیدیم.

دیدگاهتان را بنویسید