گزارش برنامه پیمایش کویر حاج علی قلی
کویر حاج علی قلی کویر و نمکزاری در جنوب شرقی دامغان است.در فصول بارندگی ایجاد دریاچه فصلی جلوه بسیار زیبایی داشته و گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.وجه تسمیه این بخش از کویر روایتیست که سینه به سینه از گذشتگان نقل شده است.حاج علی قلی هراتی شریف آبادی در دوره ناصرالدین شاه در مسیردامغان،جندق،اردکان،یزد به کار تجارت مشغول بوده است.مسیر حرکت کاروان های تجاری به دلیل وجود دریاچه نمک و باتلاقی بودن زمین ها بسیار دشوار و مجبور بودند دریاچه را دور بزنند و در بیابان برهوت مسیر خودرا ده ها کیلومتر دور نمایند.بلاخره حاج علی قلی و همراهان در برگشت از یکی از سفرهای تجاری نزدیک دریاچه توقف نمودند آنگاه حاج علی قلی تصمیم گرفت مسیر کوتاه تری را در دریاچه نمک یا اطراف آن پیداکند.لذا تصمیم خودرا با کاروانیان مطرح نمود لاکن همگی با اومخالفت کردند درنتیجه کاروان به راه خود درمسیر همیشگی به سمت دامغان حرکت کرد اما حاج علی قلی به تنهایی با ۳ نفر شتر به امید پیداکردن مسیر میانبر وارد دریاچه نمک شد.سرانجام توانست راه میانبر را از مسیر دریاچه به سمت روستای حسن آباد و شریف آباد پیداکند درحالی ک دونفر از شتران همراه او دربین راه در باتلاق فرورفتند.این مسیر به لحاظ نزدیکتر بودند مورد استقبال تجار و کاروانیان قرار گرفت و از همان زمان به نام کویر حاج علی قلی معروف و مشهور شد به نحوی که در اطلس های جغرافیایی و نقشه های سرزمینی این بخش از کویر مرکزی به نام کویرحاج علی قلی ثبت گردیده است.
شرح برنامه:
ایده پیمایش این کویر و صعود قلل خط الراس کهکشان با مطالعه نقشه ایران به ذهنم خطور کرد،برنامه ای نو و جذاب به روش سبکبار(حتی بدون جی پی اس و ترک)
متاسفانه چند روز قبل از اجرای برنامه شرایط آب و هوایی تغییر کرد و فاز دوم که همون صعود قله بود به ناچار کنسل شد.با توجه به برنامه ریزی قبلی روز پنج شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۳ با دو وسیله نقلیه ساعت ۱ ظهر به سمت دامغان و روستای خورزان حرکت کردیم،ساعت ۶ بعدازظهر به این روستا رسیدیم،(حدودا ۴۰۰ کیلومتر مسافت تهران تا این روستاست)
در آنجا طی آشنایی اتفاقی با تنی چند از روستاییان و کسب اطلاعات منطقه به آقای مهدی عباسیان وصل شدیم که زحمت زیادی در اسکان شب اول ما و حمل و نقل ما کشیدن.
قرار ما این بود که شروع برنامه از روستای خورزان و پایان روستای چاه جم(چجام) باشد که به توصیه آقای عباسیان قرار گذاشتیم این مسیر رو بلعکس پیمایش کنیم.
کل مسیر حدودا ۵۰ کیلومتره که قرار بود به ۴۰ کیلومتر تقلیل پیدا کنه با مساعدت آقای عباسیان 🙏🙏 🙏
افراد محلی بهم گفتند که بعلت سیلاب های اخیر کویر باتلاقی و پر آب شده،بنابراین بجای پیمایش قسمت مرکزی از حاشیه دریاچه نمک باید رد بشید🧐
۵ صبح جمعه از روستای خورزان با یک پیکان وانت با وجود سرمای هوا(از طریق جاده دامغان _جندق) راهی روستای چاه جم شدیم،حدودا پس از ۳ ساعت با این روستا رسیدیم.در واقع غیر از سه_چهار بومگردی چیز خاصی تو این روستا وجود نداشت،پس از گذر از روستا از طریق یه جاده خاکی تقریبا تا ۱۰ کیلومتری شیطان کوه رو با ماشین طی کردیم.صبح که از خورزان راه افتادیم تو جاده دامغان به جندق لوکیشن ورودی به منطقه اسکله دریاچه نمک از سمت خورزان رو زدیم تا موقعیت حدودی برای بازگشت به این محدوده را داشته باشیم.ساعت ۹ صبح بود که از ماشین پیاده شدیم،صبحانه رو میل کردیم،کوله ها رو مرتب کردیم و بعد یه عکس یادگاری، با آقای عباسیان خداحافظی کردیم و رهسپار این راه پر پیچ و خم و ناشناخته شدیم.ساعت ۱۰ صبح بود که پیمایش ما شروع شد،ابتدای مسیر شوره زار بود و زیر و پاهامون سفت و محکم،در دوردست ها هم فقط کویر بود و کویر بود و شوره زار
به تدریج گل و لای شروع شد و سرعت تیم رفته رفته کمتر میشد.طبق اهدافی که از قبل برای برنامه مشخص کرده بودم مسیر یابی بدون دستگاه GPS
وصرفا با نقشه منطقه و قطب نما بود،ترک خاصی هم نداشتیم
پس به این نکته بسیار اهمیت میدادم که مسیریابی با دقت بالا صورت بگیره و هر چند وقت یک بار که بچه ها از مسیر منحرف میشدند اونها رو به مسیر درست راهنمایی میکردم.حدودا ساعت ۹_۸ که متوجه شدم خستگی مفرط بر تیم غلبه کرده و سرعت ما بسیار کم شده و تقریبا یک سوم مسیر هم مانده ☹️
به سختی به آقای عباسیان که منتظر ما بود اطلاع دادیم و به خانواده ها که از نگرانی در بیان.
قرار رو بر این گذاشتیم تا ساعت ۸_۷ صبح یکسره نوردی کنیم و هر ۴_۳ ساعت یه بار نیم ساعتی یه بیواکی بکنیم تا بتونم استراحت و چرت کوچیکی بزنیم!
اون طرف دریاچه آقای عباسیان عزیر بسیار نگران بود و تا صبح تک و تنها منتظر ما مونده بود که جا داره اینجا ازش هم عذر خواهی هم تشکر کنم.
حدودا ساعت ۶ صبح بود که مجددا از طرف آقای عباسیان تماسی داشتیم تا از آخرین وضعیت و موقعیت ما اطلاع داشته باشند،تماس ها به سختی صورت میگرفت و اکثرا از طریق پیامک اونم فقط توسط گوشی مریم خانم که زحمت زیادی بابت این کار کشیدند 🙏
طی تماس آخر با آقای عباسیان و شرح حال خودشون و موقعیت خودشون توضیحاتی دادن که با اونچه ما میدیدیم تقریبا یکسان بود و این باعث شد بچه ها انرژی مضاعفی بگیرند و روحیه تیم بالا بره.تیم ما ساعت ها با وجود گل و لای زیاد،مسافت طولانی،عبور از چندین رودخانه و بی خوابی و تغذیه سبک همچنان در تلاش و رسیدن به سو سوی چراغی که ما اونو نقطه امید و ورود به منطقه امن تلقی میکردیم بود که واقعا ستودنی بود،قطعا فشار روحی و جسمی زیادی به تیم وارد شده بود،البته قبل از اجرای برنامه توضیحات کاملی رو در مورد برنامه داده بودیم و آمادگی قبلی نسبی داشتیم ولی گویا فشار برنامه بیش از انتظار ما بود.به شخصه و به عنوان سرپرست برنامه تمام تلاشم رو برای رضایت کلی تیم به خرج دادم تا نتیجه کلیش مثبت باشه و این مراحل سخت رو پشت سر بگذاریم.حدودا ساعت ۷ از تیم یه فاصله ای گرفتم تا آقای عباسیان رو زودتر پیدا کنم،آقای عباسیان هم با روشن کردن آتش و ایجاد دود در حال علامت دادن به ما بودن
پس از مدتی وقتی ایشان را ندیدم متوجه شدم که یه تپه بین بین ما و ایشان وجود داره،حدود ساعت های ۸ بود که بچه ها بهم رسیدن و متوجه شدم که به هلال احمر اطلاع دادن تا به کمکشون بیاد!!!
از طرفی متعجب بودم و از طرفی سلامتی بچه ها اولویت برنامم بود،پس به نظرشون احترام گذاشتم.چند ساعتی حدود ۷ کیلومتری جاده اصلی اطراق کردیم،استراحت کردیم و به اتفاقات جالبی که تو مسیر افتاده بود فکر میکردیم در همین حین نیروهای هلال احمر به ما رسیدن،
این دوستان زحمت کش بسیار دوستانه و خوش برخورد از ما پذیرایی کردن و طی هماهنگی جهت ارسال هلی کوپتر برامون سنگ تموم گذاشتند 🙏🙏🙏
پس از سوار شدن ۳ نفر از بچه ها بقیه با بچه های هلال احمر رهسپار شدیم و مسافت حدودا ۶ کیلومتری رو طی ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه(سرعت تیم بعلت روحیه گرفتن بالا رفته بود) تا پای ماشین های نیروهای امدادی به پایان رسوندیم و این برنامه ناب در ساعت ۴ بعد از ظهر شنبه مورخ ۱۴۰۲/۱۲/۵ به سلامتی و خوشی با کلی خاطرات به اتمام رسید.
در پایان تشکر ویژه ای از مردم مهمان دوست روستای خورزان،
دهیار محترم روستای خورزان جناب آقای پریمی،
جناب آقای مهدی عباسیان و خانواده محترمشان و دوستان عزیز هلال احمری شهرستان دامغان دارم.
اعضا شرکت کننده:
آقایان:ابولفضل سلطانی،ارسلان بیک محمدی(سرپرست)،علی الوندی(کمک سرپرست)،امیر مهدی ملکی پویا
خانم ها:راحله محمدی،پروین جاوید نیا،زینب شیرکول،مریم میرزا حسینی














گزارش خواندنی و تصاویر ها چشمنواز بود. ارسلان بیگ محمدی کوهنورد و سرپرست درجه یکی است
سپاس🌹
خدا را شکر که به سلامت برگشتین. اون بخشش که تقریبا گم شده بودین چرا از برنامه های نقشه خوانی استفاده نکردین