گزارش صعود قله قلعه دختر (قزلماما)
جمعه ۲۸ آذر ۱۴۰۴
با اعلام دو برنامه صعود از سوی باشگاه، استقبال چندانی از این برنامه نشد که یکی از دلایل آن شرایط جوی و بارشهای هفته گذشته بود. با این حال، سرپرست برنامه پس از بررسی و چک دقیق وضعیت آبوهوا، مصر بر اجرای برنامه بود که در نهایت، صعود با بیمه دو نفره ثبت شد.
صبح زود در مسیر اهار قرار گرفتیم.، باتماسى با مهندس پاليزوان كه باهم داشتيم و رأس ساعت ۷:۱۵، با دیدار ایشان و آقای میلاد جهانشاهی، حرکت از روستای اهار آغاز شد. پس از تصمیمگیری و توافق جمعی، مسیر روستای دهتنگه را در پیش گرفتیم.
ساعت ۸:۳۰ به ورودی روستای دهتنگه رسیدیم. ورودی روستا کاملاً پوشیده از برف بود و همین موضوع، نوید یک صعود نفسگیر را میداد. در طول مسیر هیچ تیم یا گروه دیگری در منطقه حضور نداشت.
ساعت ۹:۲۰ در خروجی روستا و کنار آخرین خانه، برای صرف صبحانه توقف کردیم. سوز باد بسیار شدید بود؛ سرمایی کمسابقه که شاید کمتر تجربه کرده بودیم. پس از حدود ۲۰ دقیقه، حرکت خود را ادامه دادیم.
با سرقدمی آقای پالیـزوان، طراحی مسیر در شرایطی که مسیر کاملاً پوشیده از برف و پاکوبها محو شده بودند، انجام شد که نیازمند تجربه و مهارت بالایی بود. ساعت ۱۰:۴۰ به گردنه رسیدیم. پس از استراحتی کوتاه، پیمایش نهایی آغاز شد.
در ادامه و با تلاش مستمر تیم، ساعت ۱۲:۴۰ موفق به صعود به قله قلعه دختر (قزلماما) شدیم. پس از استراحت و ثبت لحظات، ساعت ۱۳:۴۰ از مسیر صعود، حرکت بازگشت به سمت روستای اهار آغاز شد و در نهایت ساعت ۱۷:۳۰ برنامه بهطور کامل به پایان رسید.
این صعود، واقعاً بینظیر و قدرتی بود؛ گویی هر گام همنوردانم نشان از ارادهای آهنین داشت، مخصوصاً که جای دوستان قوی باشگاه سرکچال خالی بود و مسیر بدون همراهی آنها پیموده شد. تلاش و همت اعضای تیم، عظمت این صعود را دوچندان کرد و ثابت کرد که عزم راسخ و همدلی، قلهها را فتح میکند.
در پایان، تشکر ویژه دارم از آقای خلیلآبادی که به ما اعتماد کردند و با وجود بیمه ثبتشده برای دو نفر، اجازه اجرای برنامه را دادند.
همچنین سپاس ویژه از مهندس پالیـزوان که برای ما حکم استاد را دارند؛ انسانی قدرتمند و کوهنوردی با دانش و تجربه بالا، و میلاد جهانشاهی عزیز که با تلاش بیوقفه و توان مثالزدنی، نقش مهمی در اجرای موفق این صعود داشتند.
سرپرست: علی رضایی
مربی: ابوذر رضایی
اعضای تیم:
مرتضی پالیـزوان
میلاد جهانشاهی
گزارش: ابوذر رضايى






دیدگاهتان را بنویسید